على ربانى گلپايگانى
72
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
تصدّى امر خلافت بوده است ، نه اينكه خلافت و امامت او مستند به نص است ، بلكه مستند خلافت و امامت وى فضايل بسيار و افضليت او بوده است . اين در جريان سقيفه بنى ساعده ظاهر گرديد . 3 . تشيّع به عنوان فرقه از فرقههاى اسلامى ؛ كه پس از واقعهى كربلا پديد آمد ، و پيش از آن فرقهاى به نام شيعه وجود نداشت . « 1 » اين ديدگاه نيز با توجه به دلايلى كه پيش از اين در تبيين يا نقد ديدگاههاى ديگر يادآور شديم ، پذيرفته نيست ؛ زيرا از مطالب پيشين به دست آمد كه اصطلاح شيعه حتّى در زمان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شناخته شده بود ، و برخى از صحابه به آن نام ناميده مىشدند . و آنان همان كسانى بودند كه پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مورد اختلافى كه در موضوع خلافت رخ داده بود ، جانب امام على عليه السّلام را برگزيدند و در استدلالهاى خود نه تنها به افضليت امام عليه السّلام استناد مىكردند ، بلكه به نصوص نيز استدلال مىنمودند ، اين مطلب در احتجاجهاى دوازده نفر از مهاجران و انصار عليه ابو بكر آمده است . « 2 » بنابراين ، تحليل مزبور با واقعيتهاى تاريخى و اسلامى سازگارى ندارد . مرحوم شهيد صدر در نقد نظريهى مزبور گفته است : حقيقت اين است كه تشيّع هيچگاه در حدّ يك رويكرد روحى و درونى مطرح نبوده و از جنبهى سياسى جدا نبوده است . تشيّع در دامان اسلام به عنوان ديدگاهى مطرح شد كه امام على عليه السّلام را پس از پيامبر اكرم شايستهترين فرد براى امامت فكرى ، اجتماعى و
--> ( 1 ) . دكتر عبد اللّه بن فياض ، تاريخ الامامية ، ص 38 - 47 . ( 2 ) . ر . ك : الصدوق ، الخصال ، ابواب الاثنى عشر ، حديث 4 .